الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
443
الغدير ( فارسى )
منظور خونخواهى نامهها نوشتند و موهاى چيده شدهء خود را در جوف نامهها به هر سوى و هركس كه اميد خونخواهى داشتند ، فرستادند . طلايع مردم را گرد آورد و به عزم انتقام از وزير قاتل عازم قاهره گرديد و چون به قاهره نزديك شد ، وزير فرار اختيار كرد ، و طلايع با خاطر جمع و صلح و صفا وارد شهر شد ، سپس خلعت وزارت بر او پوشاندند و به لقب « ملك صالح » ، « فارس المسلمين » [ يكهسوار مسلمانان ] و « نصير الدين » مفتخر شد . صالح به آزادى و امنيت همت گمارد ، و راه و روشى نيك پيشه كرد . مقريزى پس از آنكه ماجراى شهادتش را ياد كرده « 1 » ، مىگويد : وى مردى شجاع ، كريم ، سخى ، فاضل ، ادبدوست و اديبپرور بود و نيكو شعر مىسرود . خلاصهء سخن آنكه در فضل و خرد و سياست و تدبير ، يكتا مرد زمانش بود ، باابهت ، باصولت و پرهيبت . مالى موفور به دست آورد ، بر نمازهاى يوميه از فرايض و نوافل مواظبت داشت و در تشيع سخت تعصب مىورزيد . كتابى تصنيف كرد به نام الاعتماد فى الردّ على اهل العناد ، آنگاه فقها را گرد آورد و با آنان در مطالب كتاب مناظره كرد . اين كتاب در امامت على بن ابى طالب است . او فراوان شعر گفته ، در هرفنى از فنون شعر وارد شده و ديوانش در دو جلد تدوين يافته است ، از جمله اشعار او در باب اعتقادات : - اى امتى كه آشكارا به راه ضلالت رفتى ، اعتراف و انكارت يكسان بود . - گفتيد : معاصى جز به تقدير خداى جهان چهر نگشود . - اگر چنين باشد ، خداى شما خود مانع اجراى فرمان خواهد بود . - حاشا و كلا كه پروردگار ما از كبيره و فحشا نهى كند ، و در عين حال خواهان آن باشد . قصيدهء ديگرى سروده و آن را الجوهرية فى الردّ على القدرية ناميده است . مقريزى گويد : روايت كنند در آن شب كه صبحگاهش به قتل رسيد ، گفت : در اين شب ، امام على بن ابى طالب به تيغ كين مضروب شد ، آنگاه فرمان داد تا مقتل امام را قرائت كردند ، بعد غسل كرد و با صد و ده ركعت نافله ، شبزندهدارى نمود .
--> ( 1 ) . ر ك : شهداء الفضيلة 58 .